کتوناسار

پری رو پسین(پریروز عصر)، همپا چند نفر دگه، ور را شدیم (راه افتادیم) رفتیم یک جویی؟    کجو؟    یخدون مویدی،بغل پامپ بنزین خورشید.

یک گرو تیارت (تئاتر) ،دوشتن اوجو (آنجا) تمرین می‌کردن ، می‌خوان نمایش بلن ور مردم، بیان به سیل (تماشا) ، جا قشنگیه.


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


موقع ورگشتن دیدم کنار دیوار همی یخدونو ، مشنووی (می شنوی) لوله ناسار(ناودان)  اِشکسته، مَلُوم بود خیلی وَخته ایی جوری شده، آب بارونا قبلیم رخته بود ور پا دیوار، هموجو سیمانا پا دیوار رفته بود وتک(پائین) ، الانم که داره دواسر(دوباره) بارون می‌یایه ، حکما ناسارو با او شکل پچلش(کثیفش) ،خودش شده تیر غیب، از بس آب بارون می‌ریزه پا پی یخدونو ؛ می‌ترسم آخرش تِک تمباری بشه(خراب بشه).


او رو (آنروز) هوا آفتابی بود،یادمم رفت یه زنگی ور ایی میراثیا بزنم، وِششون بگم بیان این ناسار رو ره درس کنن.خرجش یه دُ وجب لوله یه و یه زانویه همش.

حالو که اینا ره ور شما می‌نویسم هچی، یه دَ دقو دگه‌ای(ده دقیقه دیگر)  تلیفون می‌کنم وَششون ،ببینم چی جوابمه می‌دن. فقط خدا کنه وانسرنگن(قبول نکننذ) ، بگن به ما چه؟ .به شَرداری بگین .

منبع:http://abzangiova.blogfa.com/post-73.aspx