سلام 

السلام علیک یا ولی عصر(عج) روحی فداک
نفست شکفته بادا و
ترانه ات شنیدم
گلِ آفتابگردان!
نگهت خجسته بادا و
شکفتن تو دیدم
گل آفتابگردان!

ترانه ات شنیدم
گلِ آفتابگردان!
نگهت خجسته بادا و
شکفتن تو دیدم
گل آفتابگردان!
جهت خواندن لطفاادامه مطلب راکلیک کنید

 

السلام علیک یا ولی عصر(عج) روحی فداک
نفست شکفته بادا و
ترانه ات شنیدم
گلِ آفتابگردان!
نگهت خجسته بادا و
شکفتن تو دیدم
گل آفتابگردان!
به سَحَر که خفته در باغ، صنوبر و ستاره
تو به آب ها سپاری همه صبر و خواب خود را
و رَصَد کنی ز هر سو، رهِ آفتاب خود را
نه بنفشه داند این راز، نه بید و رازیانه
دم همتی شگرف است تو را درین میانه
تو همه درین تکاپو
که حضورِ زندگی نیست
به غیر آرزوها
و به راهِ آرزوها
همه عمر
جست و جوها
من و بویه ی رهایی
و گَرَم به نوبت عمر
رهیدنی نباشد
تو و جست و جو
و گر چند، رسیدنی نباشد
چه دعات گویم ای گل!
تویی آن دعای خورشید که مستجاب گشتی
شده اتحاد معشوق به عاشق از تو، رمزی
نگهی به خویشتن کن که خود آفتاب گشتی!
السلام علیک یا ولی عصر(عج) روحی فداک

پیش‌ روی‌ چشمانم‌ یک‌ درخت‌ و یک‌ جاده‌
انتظار، چون‌ طوفان‌، تکیه‌ بر دلم‌ داده‌

بی‌ حضورت‌ ای‌ خورشید! سر به‌ صخره‌ می‌کوبند
ابرهای‌ باران‌زاد، موجهای‌ آزاده‌

کوچه‌ کوچه‌ می‌گردد، ماه‌ هم‌ به‌ دنبالت‌
گرچه‌ اهل‌ اینجا نیست‌، این‌ دهاتی‌ ساده‌

شاعرانه‌ باید داد، دل‌ به‌ آتش‌ عشقت‌
عاشقانه‌ باید بود، در کنارت‌ آماده‌

با تو می‌شود خوشبو، روز و شب‌ ، ولی‌ بی‌ تو
می‌کشد به‌ روی‌ زخم‌، روزگار سمباده‌

پیش‌ پایت‌ ای‌ مولا! - عاشقانه‌ بی‌ پروا -
سر به‌ خاک‌ می‌سایند سروهای‌ آزاده‌

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا علیه آلاف تهیه و الثناء
هوا هوای چکیدن ، هوای تنهائیست
و دست های دعایم پر از تمنائیست

مسیر خواهش من باز سویتان افتاد
به سمت شاه کریمی که اوج لیلائیست

کویر خشک دلم بارش نگاهت را ...
طلب نموده چرا که دمی مسیحائیست

هزار شکر دوباره شدم گدای درت
که خواستن ز تو آقا ، کمال آقائیست

دگر چه چیز ندارد هر آنکه مست تو گشت
دلی که عشق تو دارد خدای دارائیست

بگردم آن حرمی را که صاحبش باشی
قدم زدن به میانش چقدر رویائیست

کرم بکن که ببینم شبی به خواب و خیال
برای عاشقتان در کنارتان جائیست
نداری که گدای توست آقا می شود حتما
بیابان قدمگاه تو دریا می شود حتما

دو چشمم ابر باران بود و من خوشحال از اینکه
بساط عاشقی باتو مهیا می شود حتما

به پایم راه می رفتم ولیکن تجربه می گفت
دم باب الجواد .ع. تو سرم پا می شود حتما

زمانی را که صرف دیدن گنبدطلا کردم
ضمانت نامه خیر دودنیا می شود حتما

مقدر بوده از اول چه در محشر ، چه در برزخ
هوادار غلامان تو زهرا .س. می شود حتما

به چشمت بستگی دارد عدم یا هستی خلقت
شما پلکی بزن ایجاد معنا می شود حتما

اگر اینجا نشد سوی تو من سجاده اندازم
خدا بالای سر شاهد که فردا می شود حتما

و من شکی ندارم که بهشت و هرچه درآن است
میان صحن گوهرشاد پیدا می شود حتما

توهرچه آرزو داری بگو از پنجره فولاد
نشد در کار سلطان نیست جانا ، می شود حتما

******

غلامی را که می بینی ، گناه اینگونه اش کرده
تو یک دستی بکش یوسف ...
... زلیخا می شود حتما
السلام علیک یا امیرالمومنین یا حیدر علیه السلام
آینه هستم و آماده ی ایوان شدنم

آتشی هستم و لبریز گلستان شدنم

چند وقتی است به ایوان نجف سر نزدم

بی سبب نیست به جان تو پریشان شدنم

سفره ی نان جویی پهن کن ای شاه نجف

بیشتر از همه آماده ی مهمان شدنم

آن که از کفر در آورد مرا مهر تو بود

همه اش زیر سر توست مسلمان شدنم

از چه امروز نیفتم به قدومت وقتی

ختم شد سجده ی دیروز به انسان شدنم

علی اللهی ما را به بزرگیت ببخش

پیش تو مستحق این همه حیران شدنم

ده ذی الحجه ی من هجده ذالحجه ی توست

هشت روز است که آماده قربان شدنم


السلام علیک یا سید الشهدا علیه السلام
من شدم عاشق تو یا تو شدی عاشق من؟!
لطف ارباب به نوکر چه زیاد است زیاد...
با ارباب محشور شوید